اختلالات اضطرابی از جمله شایعترین بیماریهای روانی هستند و برای بسیاری از افراد، درمان آنها نیاز به تلاش متمرکز دارد. حدود یک سوم بزرگسالان در مقطعی از زندگی خود دچار اختلال اضطراب میشوند.
اضطرابی که از بین نمیرود میتواند به چندین بیماری مختلف اشاره داشته باشد. اختلال اضطراب فراگیر اغلب شامل نگرانی مداوم در مورد مسائل روزمره است. اختلال هراس شامل دورههای ناگهانی و طاقتفرسای ترس است که ممکن است با حملات قلبی اشتباه گرفته شود.
در نحوه بروز اضطراب و روشهای درمان آن، تغییرات زیادی وجود دارد. برخی افراد پس از بهکارگیری یک مهارت یا دارو به سرعت بهبود مییابند، در حالی که برخی دیگر به طور پیوسته در طول زمان بهبود مییابند و برخی دیگر نیز رویکردهای زیادی را بدون یافتن تسکین پایدار امتحان میکنند.
اختلالات اضطرابی بیماریهای مزمنی هستند که توسط عوامل همپوشانی مانند استعداد ژنتیکی، تجربیات اولیه زندگی و استرس تجمعی شکل میگیرند. از آنجا که هیچ علت واحدی آنها را هدایت نمیکند، پاسخ به درمان متفاوت است، زیرا تنها ۶۰ تا ۷۰ درصد از بیماران پاسخ میدهند و از این تعداد، تا دو سوم عود بیماری را تجربه میکنند.
اضطراب یک واکنش طبیعی به استرس است، اما وقتی فراتر از شرایط مورد انتظار ادامه یابد یا بدون تسکین قویتر شود، ممکن است نشان دهنده چیزی جدیتر از نگرانی روزمره باشد. برای بسیاری از افراد، اضطراب مداوم در کار، روابط و رفاه عمومی اختلال ایجاد میکند. تشخیص اینکه چه زمانی علائم از حالت موقت به مزمن تبدیل میشوند، اولین گام مهم به سوی بهبودی است. درک علل اساسی و جستجوی حمایت حرفهای میتواند تفاوت معناداری در بازیابی کنترل زندگی روزمره ایجاد کند.
همه قبل از یک ارائه بزرگ یا استرس در طول تغییرات عمده زندگی، عصبی بودن را تجربه میکنند، اما اختلالات اضطرابی به طور متفاوتی بروز میکنند. این شرایط شامل نگرانی شدید و مداومی است که با موقعیت موجود مطابقت ندارد. افراد ممکن است احساس بیقراری کنند، در تمرکز مشکل داشته باشند یا حتی زمانی که هیچ محرک مشخصی وجود ندارد، خواب برایشان دشوار باشد. تداوم و شدت این علائم، اختلال اضطراب را از نگرانیهای عادی متمایز میکند. بدون مراقبت حرفهای، این چرخه اغلب از خود تغذیه میکند و با گذشت زمان پریشانی را افزایش میدهد.
اضطرابی که از بین نمیرود میتواند به چندین بیماری مختلف اشاره داشته باشد. اختلال اضطراب فراگیر اغلب شامل نگرانی مداوم در مورد مسائل روزمره است. اختلال هراس (پانیک) شامل دورههای ناگهانی و طاقتفرسای ترس است که ممکن است با حملات قلبی اشتباه گرفته شود. اختلال اضطراب اجتماعی باعث پریشانی در موقعیتهایی میشود که شامل تعامل یا صحبت در جمع میشوند. اختلال استرس پس از سانحه و اختلال وسواس فکری-عملی نیز در طیف اضطراب قرار میگیرند و علائم آنها به تروما یا الگوهای فکری تکراری مرتبط است. تشخیص دقیق بسیار مهم است، زیرا رویکردهای درمانی بسته به نوع اضطراب موجود متفاوت است.
اضطراب مزمن به ندرت فقط بر ذهن تأثیر میگذارد. بسیاری از بیماران در کنار فشار عاطفی، تپش قلب، لرزش دست، تنش عضلانی یا مشکلات گوارشی را تجربه میکنند. از آنجا که این علائم جسمی میتوانند از بیماریهای پزشکی مانند بیماری تیروئید یا مشکلات قلبی عروقی تقلید کنند، ارزیابی توسط یک متخصص سلامت روان ضروری است. درمان فقط ناراحتی جسمی بدون پرداختن به ریشههای روانی آن، اغلب بیماری زمینهای را ناشناخته میگذارد. مراقبت جامع که هم بدن و هم ذهن را در نظر میگیرد، منجر به نتایج بهتری میشود.
درمانهای مؤثر برای اضطراب مداوم شامل رواندرمانی، دارودرمانی یا ترکیبی از هر دو است. درمان شناختی رفتاری به افراد کمک میکند تا الگوهای فکری مضر را شناسایی و اصلاح کنند، در حالی که درمان مواجههای به تدریج رفتارهای اجتنابی مرتبط با ترس را کاهش میدهد. داروهایی مانند داروهای ضد افسردگی یا داروهای ضد اضطراب میتوانند شیمی مغز را تنظیم کرده و علائم را کاهش دهند. تنظیم سبک زندگی، از جمله ورزش، تمرینهای ذهن آگاهی و بهبود بهداشت خواب، اغلب مزایای درمان رسمی را افزایش میدهند. همکاری با یک ارائهدهنده خدمات روانپزشکی تضمین میکند که درمان متناسب با تجربه و نیازهای منحصر به فرد هر فرد باشد.
زندگی با اضطراب مداوم میتواند طاقتفرسا باشد، اما مراقبتهای حرفهای مسیری را برای پیشرفت ارائه میدهد. هرچه درمان زودتر شروع شود، جلوگیری از شدیدتر شدن علائم یا تداخل با سلامت طولانی مدت آسانتر است. درخواست کمک نشانه ضعف نیست؛ بلکه گامی به سوی بازیابی آرامش خاطر و بازیابی تعادل است. با غربالگری سلامت روان در کلینیک ما شروع کنید، جایی که ارائهدهندگان دلسوز میتوانند به شناسایی منبع اضطراب شما کمک کرده و شما را به سمت گزینههای درمانی مؤثر راهنمایی کنند.

سیستم عصبی خودکار، که پاسخ جنگ یا گریز را کنترل میکند، میتواند علائم فیزیکی ایجاد کند. این علائم شامل سردرد، حالت تهوع و تنگی نفس، چه در اضطراب حاد و چه در اضطراب مزمن، و به ویژه در اختلالات اضطرابی است.
عوامل روانی و محیطی، مانند پاسخهای ترس آموخته شده، فشار مالی و مشکلات رابطهای، نیز میتوانند اضطراب را بدتر کنند و سیستم عصبی را در حالت آمادهباش چرخهای نگه دارند که فرار از آن دشوار است.
همچنین تعیین انتظارات واقعبینانه مهم است. برای برخی افراد، «بهتر» به معنای از بین رفتن کامل اضطراب نیست. ممکن است کاهش معنادار علائم باشد که به فرد اجازه میدهد زندگی روزمره خود را با عملکرد بهبود یافته و پریشانی کمتر سپری کند.
گاهی اوقات درمانها آنطور که بیمار امیدوار است، مؤثر نیستند زیرا عوامل دیگری ممکن است در این امر دخیل باشند. اختلالات اضطرابی اغلب با افسردگی اساسی، اختلالات مصرف الکل و سایر مواد و اختلالات شخصیتی همراه هستند. بیماریهای جسمی مانند تیروئید، قلب یا تنفس و همچنین مصرف یا ترک مواد را رد کنید، زیرا این موارد میتوانند علائم اضطراب را تقلید یا بدتر کنند.
کلینیک مایو توصیه میکند قبل از اینکه فرض کنید اضطراب است، پزشک علل فیزیکی را رد کند. درمان مشکل اشتباه به معنای درمان علائمی است که از بین نمیروند.
استرس مزمن همچنین میتواند نحوه واکنش سیستم عصبی را تغییر دهد و بازگشت به حالت اولیه آرامش را حتی زمانی که عامل استرسزای اصلی از بین رفته است، دشوارتر کند. ترومای حل نشده یکی دیگر از محرکهای رایج است، زیرا درمانهای استاندارد اضطراب همیشه به آن نمیرسند. فراتر از تشخیص، میتواند به عدم تطابق دارویی، تناسب ضعیف درمانگر، حضور یا تمرین نامنظم، کمبود خواب و وابستگی به الکل یا مواد مخدر نیز مربوط باشد که ممکن است میزان پیشرفت ممکن را محدود کند.
اضطراب ممکن است زمانی مقاوم به درمان تلقی شود که علائم با وجود حداقل یک آزمایش کافی از هر یک از داروهای خط اول و رواندرمانی خط اول (مثلاً ۸+ هفته با دوز مؤثر یا یک دوره کامل CBT) در سطح بالینی قابل توجهی باقی بمانند، نه اینکه صرفاً بگویند "علائم از بین نرفتهاند".
اضطراب زمانی میتواند مقاوم به درمان تلقی شود که علائم علیرغم حداقل یک دوره آزمایشی کافی از هر یک از داروهای خط اول و رواندرمانی خط اول (مثلاً ۸+ هفته با دوز مؤثر یا یک دوره کامل CBT) در سطح بالینی قابل توجهی باقی بمانند، نه اینکه صرفاً بگوییم "علائم از بین نرفتهاند".

هیچ بهبود معناداری پس از تکمیل آزمایشهای کافی از دو یا چند درمان خط اول (دارو و/یا درمان)، نه فقط تلاشهای کوتاه یا با دوز کم، وجود ندارد.
شدت علائم علیرغم پایبندی مداوم به درمان، بالاتر از آستانه بالینی قابل توجهی باقی میماند.
گسترش اجتناب یا اختلال عملکردی علیرغم درمان، به جای بهبود تدریجی مورد انتظار.
الگوی تغییر درمان قبل از اینکه هر درمان دوره کامل خود را طی کند.
تحقیقات نشان میدهد که آزمایشهای بالینی برای اختلالات اضطرابی، میزان بهبودی را تنها ۲۵ تا ۳۵ درصد نشان میدهند، به این معنی که حتی با درمان کافی، بخشی از افراد به تسکین کامل نمیرسند.
زیرا هر دو بیماری علائم اضطراب قابل توجهی دارند و در تحقیقاتی که این تخمین از آنها استفاده میکند، به عنوان اختلالات اضطرابی درمان شدهاند، اما گنجاندن آنها به این معنی است که میزان بهبودی ممکن است بسته به اینکه کدام اختلالات خاص بررسی میشوند، متفاوت باشد.
چرا محققان در حال بررسی روانگردانها برای اضطراب هستند
یکی از تغییرات قابل توجه در تحقیقات سلامت روان در دو دهه گذشته، علاقه علمی مجدد به درمان با کمک روانگردان بوده است. موسساتی، آزمایشهای بالینی دقیقی را انجام دادهاند تا بررسی کنند که آیا ترکیبات خاص، در محیطهای درمانی با دقت کنترل شده، ممکن است برای شرایطی که درمانهای موجود اغلب ناکافی هستند، تسکین ایجاد کنند یا خیر. این تحقیق هنوز در مراحل اولیه خود است.

تحقیقات تصویربرداری عصبی نشان میدهد که ممکن است شبکه حالت پیشفرض مغز را که با نشخوار فکری و چرخههای خلقی منفی مرتبط است، تعدیل کند. برخی از محققان فرض میکنند که این میتواند از نوعی انعطافپذیری عاطفی پشتیبانی کند که دستیابی به آن تنها از طریق درمان مرسوم دشوار است، اگرچه مکانیسم اساسی آن هنوز به خوبی درک نشده است.
اضطرابی که علیرغم درمان ادامه مییابد، معمولاً نشانهای برای بررسی دقیقتر آنچه میتوان انجام داد، است. این به معنای رد علل جسمی، بررسی بیماریهای همزمان مانند افسردگی یا مصرف مواد، تأیید کافی بودن داروها و پرسیدن اینکه آیا روش درمانی با نیازهای شما مطابقت دارد یا خیر، میباشد.
اضطراب معمولاً زمانی که ترکیبی از عوامل بیولوژیکی، استرس یا ترومای حل نشده و الگوهای فکری ریشهدار علیه شما عمل میکنند، باقی میماند. همچنین ارزش بررسی این موضوع را دارد که آیا چیزی از نظر تشخیصی از قلم افتاده است یا اینکه درمانی که امتحان کردهاید، مناسب نحوه بروز اضطراب شما نبوده است.
بله، و شایعتر از آن چیزی که مردم تصور میکنند. تحقیقات نشان میدهد که حدود 30 تا 40 درصد از افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی با درمانهای خط اول به بهبودی کامل نمیرسند و یک زیرمجموعه معنادار حتی پس از چندین تلاش جدی همچنان در حال مبارزه هستند. این یک شکست شخصی نیست.
درمانهای جسمی، تقویت دارو و مداخلات سبک زندگی و نکته کلیدی، برنامهریزی درمانی فردی در کنار یک (یا چند) متخصص است.
در آزمایشهای بالینی، به ویژه برای پریشانی وجودی در بیماریهای لاعلاج و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، نویدبخش نتایج اولیه بودهاند. نظریهی اصلی این است که این ترکیبات میتوانند نوعی انعطافپذیری عاطفی ایجاد کنند که درمانهای مرسوم برای رسیدن به آن تلاش میکنند. آنها هنوز برای اختلالات اضطراب عمومی تأیید نشدهاند و خارج از محیطهای تحقیقاتی، دسترسی به آنها در اکثر مکانها هنوز از نظر قانونی محدود است.
برای ارزیابی کامل روانپزشکی تلاش کنید؛ میخواهید مطمئن شوید که چیزی از قلم نیفتاده یا تشخیص اشتباه داده نشده است. در مورد اینکه آیا داروی شما بهینه شده است یا خیر و اینکه آیا روش درمانی که استفاده کردهاید، اصلاً با وضعیت شما مطابقت دارد یا خیر، سوالات سختی بپرسید. نظر دوم یک روانپزشک متخصص در اضطراب یا شرایط مقاوم به درمان، واکنش افراطی نیست.

ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده